اولياء الله آملى

133

تاريخ رويان ( فارسى )

بازنگرديد . » علاء الدوله لشكر كشيد و به رويان آمد . استندار كيكاوس با لشكر آراسته پيش آمد و به سرداوى رجه « 1 » كمين ساختند و از يمين و يسار بر لشكر مازندران زدند . علاء الدوله حسن را با تمامت لشكر بشكستند و مبارز الدين ارجاسف « 2 » را به شمشير زدند ، چنان كه چشم و روى بتراشيد و تا آخر عمر همچنان اشتر مانده بود و اصفهبد خورشيد ممطير را به‌دست گير بگرفتند و گويند كه خورشيد با استندار يكى بود و براى او جاسوسى مىكرد . سبب آنكه ملك شاه غازى رستم سپهسالارى از سارى تا آمل از او بازگرفته بود و با برادرش [ 67 ] قارن تا برويان « 3 » داده . از آن جهت كه او اتابك گرده بازو بود كه در سرخس ملاحده كشته بود [ ند ] . در آن قضيه از او گريخته بود ، او نيز با ملك غدر كرد و پشت بداد تا كه دستگير شد . هيچكس بازنگرديد ، مگر گيلى ، گيلانشاه نام كه هرسال هفتصد دينار سرخ جامگى ملك شاه غازى رستم مىخورد ، بازگشت و در پيش علاء الدوله حسن به مصاف باستاد تا كه او را پاره‌پاره كردند . گيلى ديگر بود ، او را ددارگيل « 4 » مىگفتند ، علاء الدوله حسن را در پيش داشت و چند موضع بازگرديد و جنگ مىكرد ، تا كه به دريا كنار به درفتاد و به اندك مردم او را در كشتى نشاند و به گيلان برد به خانهء سلطان شاه گيل فرود آورد . و اين لشكر بدين معتبرى چنان متفرق شدند كه به روزگارى به‌هم رسيدند و كيكاوس به نوعى اين مردم را بشكست كه با شاه غازى رستم هيچكس از پادشاهان مثل اين حركت نكرده بود . بعد از چند روز ، علاء الدوله حسن با امير على سابق الدوله و سيد مظفر الدين علوى و اصفهبد مجد الدين دارا و حسام الدين با هاشم علوى ، از

--> ( 1 ) - سردار رجه . تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين ص 44 . ( 2 ) - مبارز الدين ارجاسف سپه سالار علاء الدوله حسن است . ( 3 ) - تا بريانى . تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين ص 44 . ( 4 ) - دوارگيل . تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين ص 44 .